همچون دشنه ای زنگار بسته
فرصت از بریدگی های خونبار عصب می گذرد
همچون دشنه ای زنگار بسته
فرصت از بریدگی های خونبار عصب می گذرد
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 20:20  توسط اینجانب
|
دنباله ی نوحه چون دنباله ی شهاب از پشت قافله کشیده شده ست
(( بر مزار خویش فاتحه ای خواندیم
و سر به کوچ از قبرستان به گورستان نهاده ایم))
آه قلبم میزند یا نه ؟
اصلا چه اهمیتی دارد
آوای مرثیه که تمام نمیشود
فاصله ی میان میلاد و مرگ را بر دار گذرانده ایم
سهم ما همه این بود،سهم ما همه این...
(( سر به سجده ی کس که نه
بی رمق بر خاک افتاده ایم ))
نگاهش کنید !
آرام از سکوی میدان بالا رفته است
تاج بر سر و جام در کف
وجرعه ای به افتخار جنازه ها مینوشد !!
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:42  توسط اینجانب
|